خبرگزاری شبکه ایران (روزنامهی ایران) خبری از جریان کنسرت همایون خرم منتشر کرده [اینجا] با این مضمون که در جریان این کنسرت استقبال سردی از محمدرضا شجریان شدهاست و تیتر زده است «استاد فرزانه موسیقی سنتی چه به روز خود آورد؟!» حال آنکه تصاویر خبرگزاری ایلنا (خبرگزاری کار ایران) [اینجا] از این مراسم نشان از استقبال گرم مردم از استاد دارد و دروغ دیگری از رسانههای حکومتی را رسوا میسازد. عکسها در ادامه آمده است:
۱۳۸۹/۱۲/۱۲
۱۳۸۹/۱۲/۰۹
وب سایت بهشتزهرا دروغ 20 و 30 را برملا میکند.
منبع: وبلاگ مَتَتی
تیتر اصلی: «شهیدان شهر و دماسنج دروغ»
خلاصه: بخش خبری 20 و 30 برای مالهکشی بر رسوایی دیگری از سوی حکومت، برنامهای پلیسی-جنایی ترتیب داده و ادعا میکند که اصولا هیچ شخصی بهنام «امیرحسین طهرانچی» در تاریخ 1 اسفند در تهران کشته نشده است حال آنکه یک جستجوی ساده در وبسایت سازمان بهشت زهرای تهران (اینجا) مشخصات کامل این شهید جنبش سبز را نشان میدهد. برای آنکه ممکن است به تقاضای نیروهای امنیتی این اطلاعات دستکاری شود اسکرینشاتی از این صفحه نیز آورده شده است:
تیتر اصلی: «شهیدان شهر و دماسنج دروغ»
خلاصه: بخش خبری 20 و 30 برای مالهکشی بر رسوایی دیگری از سوی حکومت، برنامهای پلیسی-جنایی ترتیب داده و ادعا میکند که اصولا هیچ شخصی بهنام «امیرحسین طهرانچی» در تاریخ 1 اسفند در تهران کشته نشده است حال آنکه یک جستجوی ساده در وبسایت سازمان بهشت زهرای تهران (اینجا) مشخصات کامل این شهید جنبش سبز را نشان میدهد. برای آنکه ممکن است به تقاضای نیروهای امنیتی این اطلاعات دستکاری شود اسکرینشاتی از این صفحه نیز آورده شده است:
نامه سرگشاده گروهی از وبلاگ نویسان سبز خطاب به علی مطهری
خدمت جناب آقای علی مطهری
با عرض سلام و احترام
ما، گروهی از هموطنان شما هستیم که خود را فعال و هوادار «جنبش سبز مردم ایران» میدانیم. جنبشی که اعضایش از زمان برگزاری دهمین انتخابات ریاست جمهوری تاکنون متحمل رنج و درد فراوان شدهاند. ما برخی از همراهان خود را در خاک و خون دیدهایم و گروه بیشتری را امروز در بند و اسارت داریم. ما مورد ظلم قرار گرفتیم اما همچنان دادگاهی برای تظلمخواهی نمییابیم.
آقای مطهری
در ریشهیابی علل و عوامل اتفاقات ناگوار 20 ماه گذشته میان ما و شما اختلافاتی وجود دارد. اختلافاتی که شاید بتوان در فضایی آرام به حل و فصل آنان دل بست و شاید هم هیچ گاه به توافقی قطعی بر سر آنان دست نیابیم، اما در این میان ما تشابهاتی هم میبینیم که میتوانند محوریتی برای یک حرکت مشترک شوند.
ما به مانند شما از تداوم وضعیت نابسامان کنونی که بنبستی ناگوار را بر سر راه کشور قرار داده است به ستوه آمدهایم. ما خواستار بازگشت آرامش و آسایش به کشور و رفع فضای کینه و نفرت و خشم هستیم.
ما به مانند شما از تداوم خشونتهای خیابانی، کشته شدن هموطنانمان و بازداشتهای گسترده ناخرسند هستیم و توقف این وقایع تاسف بار را برای مصالح خود و کشور در اولویت میدانیم.
ما به مانند شما از قانونگریزی و تصمیمات شخصی و جناحی و گروهی آسیب دیدهایم و بزرگترین قربانی چنین روندی را مصالح کلی کشور و ملت میدانیم.
ما به مانند شما راه حل عبور از بحران را نه در فضایی ملتهب و سرشار از دروغ و تهمت، که در سایه آرامش و گفت و گو جست و جو میکنیم.
و در نهایت ما نیز چون شما پافشاری بر لجاجت و تمامیتخواهی را ریشه تمامی این مصیبتها میدانیم و امیدواریم همه شهروندان کشور، به ویژه مسوولین حکومتی با سعه صدر بیشتری به سخنان و مطالبات طرف مقابل گوش فرا دهند.
جناب مطهری
ما امیدواریم همین میزان از اشتراکات برای آغاز حرکتی مشترک در راستای نیل به توافقی مطلوب (هرچند حداقلی) کفایت کند. پس صادقانه و صمیمانه دست یاری به سوی شما دراز میکنیم چرا که شما را فردی صادق، هرچند در مخالفت با خود میشناسیم.
آقای مطهری
«جنبش سبز ایران» امروز جنبشی متکثر با خواستههای گوناگون است. هر کسی از ظن خود یار آن شده و به اعتراف شاخصترین چهرههایش هنوز کسی نتوانسته است کلیتی را به تمامی اقشار حاضر در آن منتسب کند. با این حال ما گروهی از دل همین جنبش هستیم که امیدواریم تا با محوریت قانون، انصاف و مصالح ملی شاهد برقراری گفت و گو با نمایندگان منصف و صادق حاکمیت باشیم. در این راه خواستههای ما به صورت شفاف مطرح شده و هرکس که مدعی دلسوزی برای کشور و مردم است باید برای برآوردهسازی آنها تلاش کند:
ما خواستار رفع حصر خانگی رهبرانمان هستیم. آنانی که در هیچ محکمهای محاکمه نشدهاند و بر خلاف قانون و بدون هیچ اتهام اعلام شده و جرمی اثبات شده در حصر گرفتار آمدهاند و از ابتداییترین حقوق شهروندی خود محروم ماندهاند.
ما خواهان تضمین حق شهروندان بر تجمعات و راهپیمایی هستیم که صراحتا در بند 27 قانون اساسی ذکر شده است.
ما خواستار آزادی همراهان در بندمان هستیم که گروه گروه و بیهیچ گونه اتهام مشخصی بازداشت میشوند و بدون محاکمه در دادگاهی رسمی در بند و زنجیر به سر میبرند.
ما خواستار آزادی مطبوعات و رفع هرگونه سانسور هستیم. حقی بدیهی و اولیه که در بند به بند قانون اساسی کشور به ویژه مواد 3، 24 و 175 مورد تاکید قرار گرفته است.
ما خواستار خاتمه دادن به شرایط امنیتی حاکم بر کشور هستیم که آن را بزرگترین خطر برای مصالح ملی و مایه وهن و بیآبرویی کشور میدانیم.
و در نهایت ما خواستار برگزاری انتخابات آزاد، غیرگزینشی و سالم هستیم که تنها مستبدین و دیکتاتورها میتوانند با آن مخالفت کنند.
جناب مطهری
بپذیرید که در این فضا، هر بارقهای از همگرایی، هرچند به مصداق کورسویی لرزان، باید به فال نیک گرفته شود و مورد حمایت قرار گیرد تا بتوانیم به توافقهای بزرگتر چشم امید ببندیم. ما تنها میخواهیم به شما اطمینان دهیم که اگر در راستای تلطیف فضا و بازگشت امور کشور به روند عادی خود گامی بردارید صمیمانه از اقدامات شما حمایت خواهیم کرد. با این حال ما گمان میکنیم تا زمانی که ارتباط فعالان جنبش با چهرههایی که به صورت نمادین رهبران جنبش خوانده میشوند برقرار نگردد، حداقلهای این توافق هم قابل دسترسی نیست.
پس اجازه بدهید از شما بخواهیم تا به نمایندگی از این جمع اعلام کنید آزادی رهبران جنبش ما، آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی از حصر خانگی از جانب فعالان جنبش سبز به مصداق گامی مثبت در راستای اعتمادسازی از سوی حاکمیت قلمداد خواهد شد. شما بهتر از هر کس دیگری میدانید که این چهرهها بارها و بارها بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی تاکید کردهاند، پس میتوان امیدوار بود که همین فصل الخطاب مورد توافق طرفین، دستمایه گفت و گوهای آینده قرار گیرد.
آقای مطهری
ما میخواهیم که به رسمیت شناخته شویم। از ما یاد کنید اما نه به عنوان فتنهگران که ما تنها معترضیم। ما سوگواران جنبشی وابسته و مدفون شده نیستیم. ما آزادی خواهان مستقلی هستیم که جنبش پویای ما با گذشت 20 ماه سرکوب و فشار همچنان رو به رشد و بلوغ است. ما را فریبخورده ندانید که ما پرسشگریم. ما را اقلیت ناچیز نشمرید که ما بیشماریم حتی اگر در نگاه شما اکثریت نباشیم و در نهایت اینکه از آزادی رهبران و دیگر همراهان دربند ما حمایت کنید، ما نیز از حکمیت شما استقبال خواهیم کرد.
با عرض سلام و احترام
ما، گروهی از هموطنان شما هستیم که خود را فعال و هوادار «جنبش سبز مردم ایران» میدانیم. جنبشی که اعضایش از زمان برگزاری دهمین انتخابات ریاست جمهوری تاکنون متحمل رنج و درد فراوان شدهاند. ما برخی از همراهان خود را در خاک و خون دیدهایم و گروه بیشتری را امروز در بند و اسارت داریم. ما مورد ظلم قرار گرفتیم اما همچنان دادگاهی برای تظلمخواهی نمییابیم.
آقای مطهری
در ریشهیابی علل و عوامل اتفاقات ناگوار 20 ماه گذشته میان ما و شما اختلافاتی وجود دارد. اختلافاتی که شاید بتوان در فضایی آرام به حل و فصل آنان دل بست و شاید هم هیچ گاه به توافقی قطعی بر سر آنان دست نیابیم، اما در این میان ما تشابهاتی هم میبینیم که میتوانند محوریتی برای یک حرکت مشترک شوند.
ما به مانند شما از تداوم وضعیت نابسامان کنونی که بنبستی ناگوار را بر سر راه کشور قرار داده است به ستوه آمدهایم. ما خواستار بازگشت آرامش و آسایش به کشور و رفع فضای کینه و نفرت و خشم هستیم.
ما به مانند شما از تداوم خشونتهای خیابانی، کشته شدن هموطنانمان و بازداشتهای گسترده ناخرسند هستیم و توقف این وقایع تاسف بار را برای مصالح خود و کشور در اولویت میدانیم.
ما به مانند شما از قانونگریزی و تصمیمات شخصی و جناحی و گروهی آسیب دیدهایم و بزرگترین قربانی چنین روندی را مصالح کلی کشور و ملت میدانیم.
ما به مانند شما راه حل عبور از بحران را نه در فضایی ملتهب و سرشار از دروغ و تهمت، که در سایه آرامش و گفت و گو جست و جو میکنیم.
و در نهایت ما نیز چون شما پافشاری بر لجاجت و تمامیتخواهی را ریشه تمامی این مصیبتها میدانیم و امیدواریم همه شهروندان کشور، به ویژه مسوولین حکومتی با سعه صدر بیشتری به سخنان و مطالبات طرف مقابل گوش فرا دهند.
جناب مطهری
ما امیدواریم همین میزان از اشتراکات برای آغاز حرکتی مشترک در راستای نیل به توافقی مطلوب (هرچند حداقلی) کفایت کند. پس صادقانه و صمیمانه دست یاری به سوی شما دراز میکنیم چرا که شما را فردی صادق، هرچند در مخالفت با خود میشناسیم.
آقای مطهری
«جنبش سبز ایران» امروز جنبشی متکثر با خواستههای گوناگون است. هر کسی از ظن خود یار آن شده و به اعتراف شاخصترین چهرههایش هنوز کسی نتوانسته است کلیتی را به تمامی اقشار حاضر در آن منتسب کند. با این حال ما گروهی از دل همین جنبش هستیم که امیدواریم تا با محوریت قانون، انصاف و مصالح ملی شاهد برقراری گفت و گو با نمایندگان منصف و صادق حاکمیت باشیم. در این راه خواستههای ما به صورت شفاف مطرح شده و هرکس که مدعی دلسوزی برای کشور و مردم است باید برای برآوردهسازی آنها تلاش کند:
ما خواستار رفع حصر خانگی رهبرانمان هستیم. آنانی که در هیچ محکمهای محاکمه نشدهاند و بر خلاف قانون و بدون هیچ اتهام اعلام شده و جرمی اثبات شده در حصر گرفتار آمدهاند و از ابتداییترین حقوق شهروندی خود محروم ماندهاند.
ما خواهان تضمین حق شهروندان بر تجمعات و راهپیمایی هستیم که صراحتا در بند 27 قانون اساسی ذکر شده است.
ما خواستار آزادی همراهان در بندمان هستیم که گروه گروه و بیهیچ گونه اتهام مشخصی بازداشت میشوند و بدون محاکمه در دادگاهی رسمی در بند و زنجیر به سر میبرند.
ما خواستار آزادی مطبوعات و رفع هرگونه سانسور هستیم. حقی بدیهی و اولیه که در بند به بند قانون اساسی کشور به ویژه مواد 3، 24 و 175 مورد تاکید قرار گرفته است.
ما خواستار خاتمه دادن به شرایط امنیتی حاکم بر کشور هستیم که آن را بزرگترین خطر برای مصالح ملی و مایه وهن و بیآبرویی کشور میدانیم.
و در نهایت ما خواستار برگزاری انتخابات آزاد، غیرگزینشی و سالم هستیم که تنها مستبدین و دیکتاتورها میتوانند با آن مخالفت کنند.
جناب مطهری
بپذیرید که در این فضا، هر بارقهای از همگرایی، هرچند به مصداق کورسویی لرزان، باید به فال نیک گرفته شود و مورد حمایت قرار گیرد تا بتوانیم به توافقهای بزرگتر چشم امید ببندیم. ما تنها میخواهیم به شما اطمینان دهیم که اگر در راستای تلطیف فضا و بازگشت امور کشور به روند عادی خود گامی بردارید صمیمانه از اقدامات شما حمایت خواهیم کرد. با این حال ما گمان میکنیم تا زمانی که ارتباط فعالان جنبش با چهرههایی که به صورت نمادین رهبران جنبش خوانده میشوند برقرار نگردد، حداقلهای این توافق هم قابل دسترسی نیست.
پس اجازه بدهید از شما بخواهیم تا به نمایندگی از این جمع اعلام کنید آزادی رهبران جنبش ما، آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی از حصر خانگی از جانب فعالان جنبش سبز به مصداق گامی مثبت در راستای اعتمادسازی از سوی حاکمیت قلمداد خواهد شد. شما بهتر از هر کس دیگری میدانید که این چهرهها بارها و بارها بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی تاکید کردهاند، پس میتوان امیدوار بود که همین فصل الخطاب مورد توافق طرفین، دستمایه گفت و گوهای آینده قرار گیرد.
آقای مطهری
ما میخواهیم که به رسمیت شناخته شویم। از ما یاد کنید اما نه به عنوان فتنهگران که ما تنها معترضیم। ما سوگواران جنبشی وابسته و مدفون شده نیستیم. ما آزادی خواهان مستقلی هستیم که جنبش پویای ما با گذشت 20 ماه سرکوب و فشار همچنان رو به رشد و بلوغ است. ما را فریبخورده ندانید که ما پرسشگریم. ما را اقلیت ناچیز نشمرید که ما بیشماریم حتی اگر در نگاه شما اکثریت نباشیم و در نهایت اینکه از آزادی رهبران و دیگر همراهان دربند ما حمایت کنید، ما نیز از حکمیت شما استقبال خواهیم کرد.
با سپاس از توجه شما و به امید بازگشت به آرامشی که مصالح کشور و ملت را در بر بگیرد
گروهی از وبلاگ نویسان سبز
گروهی از وبلاگ نویسان سبز
لیست در حال تکمیل امضاکنندگان اینجا است.
[در صورتی که شما هم وبلاگی دارید و می خواهید از این متن حمایت کنید لطفا ابتدا متن کامل نامه را در وبلاگتان منتشر کنید سپس آدرس وبلاگتان را به (arman.parian@gmail.com) میل بزنید.]
۱۳۸۹/۱۱/۲۹
رای دزدی که شهید دزد میشود، مروری بر رسوایی ماجرای شهید صانع
ماجرای «صانع ژاله» از خبر خبرگزاری فارس (نزدیک به سپاهپاسداران) شروع شد که با انتشار اسکن سیاه سفید از تصویر کارت عضویت بسیجی فعال؛ وی را بسیجی ولایتمداری اعلام کرد که توسط منافقین کشتهشده است. صانع ژاله دانشجوی کرد دانشکدهی هنردانشگاه تهران بود که حوالی 6 عصر روز دوشنبه 25 بهمن از خوابگاه خارج شده و دیگربازنگشته بود.
کشته شدن بسیجیها در تجمعات سبزها جزو ادعاهای تکراری و بدون سندحاکمیت طی حوادث بعد انتخابات 88 بوده است. اما اینبار بهنظر میرسید که حاکمیت عزم خودرا جزم کرده است تا یکی از قربانیان خشونتهای خیابانی را هرطور شده بنام خود مصادره کند. بسیجی و ولایتمدار معرفی کردن یک «دانشجو هنر»،از اقلیت «کرد» و «سنی» به خودی خود بسیار نامحتمل است با اینحال پس از خبر فارس، اسناد و مدارکی منتشر شد که به طور کامل این ادعا را زیر سوال برد. در ادامه سعی شده است مروری کامل براین مستندات داشته باشیم.
1- اولین مدرکی که نشان از غیربسیجی بودن و سبز بودن صانع داشت انتشار تصویر وی با «آیتا... منتظری» بود. این تصویر صانع را بهمراه جمعی از اعضای انجمن اسلامی دانشکده هنر چندماهی قبل از انتخابات سال 88 نشان میدهد. (تصویر با کیفیت اینجا)

پس از مدتی تصاویر بیشتری نیز از حضور صانع ژاله در این دیدار منتشر شد (اینجا).
2- ویدئویی آماتوری از بازسازی موزیک ویدئوی «آجری دیگر در دیوار» از گرو «پینک فلوید» منتشر شد که صانع در پلانهای اولیهي آن (کاپشن قهوهای و ریش) دیده میشود. محتوای ویدئو و همچنین این نکته که این فیلم کوتاه توقیف شده است براحتی موضع صانع ژاله را نشان میدهد (اینجا). از دیگر فعالیتهای هنری صانع ژاله میتوان به داستان کوتاه اتوبوس (اینجا) از وی اشاره کرد که در مجله آزما چاپ شده است، این مجله بنابر گفتهی سپاه جزو فعالین در حوزهي جنگ نرم است! (اینجا)
3- تصاویر بیشتری که از صانع منتشر شد اورا به هیچوجه در قوارهی یک بسیجی فعال ولایتمدار نشان نمیداد بلکه تصاویر گویای یک دانشجوی معمولی هنر و خوابگاهی است:


4- از همان ابتدای انتشار تصویر اسکن شدهی کارت عضویت بسیجی فعال برای صانع ژاله، افرادی در وبلاگهای فارسی اصلی بودن این کارت را زیر سوال بردند و برای نمونه وبلاگ فصل آگاهی در مطلبی نشان داد که این کارت نه در پاوه بلکه در تهران و خیلی جدیدتر از دوسال پیش صادر شده است (اینجا). در همین زمینه وبلاگی دیگر (اینجا) مراحل فوتوشاپی تبدیل عکس صانع ژاله را به یک بسیجی تصویر کردهاست که در ادامه میبینید:

5- صدای آمریکا مصاحبهای با برادر صانع به نام قانع ژاله پخش کرد که داستان چگونگی صدور کارت بسیجی یکروزه را توسط پسرخالهی وابسته به حکومت صانع نقل میکند (اینجا). پسرخالهی صانع همانکسی است که در گزارش تلوزیونی صداو سیما هم حاضر شده و در مورد بسیجی بودن صانع صحبت میکند (اینجا). [فردای مصاحبهی قانع ژاله با صدای آمریکا خبری منتشر شد که قانع ژاله بازداشت شده و خانوادهش نیز تحت فشار هستند (اینجا)].
6- صحبتهای اطرافیان و هم اتاقیهای صانع که بعضا در خبرگزاریها منتشر شد نیز برخلاف ادعای بسیجی بودن وی بودند. (اینجا و اینجا)
7- تناقض ادعاهای حاکمیت نیز دلیلی دیگر بر بسیجی نبود صانع است. برای نمونه، حجت الاسلام رنجبران مدیركل تشكلهای نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاهها، عکس صانع با حضور آیتا... منتظری را جعلی خوانده (اینجا) اما شریعتمداری (نمایندهی دیگر رهبری در روزنامهی کیهان) در برنامه زنده تلویزیونی ادعا کرد که صانع، جاسوس او بوده است. (اینجا). درمورد ادعای شریعتمداری وبسایت ندای سبز آزادی به نکتهی جالبی اشاره کرده است: «به گفته ای بیت آیت الله منتظری این دیدار در تاریخ 27 فروردین 88 برگزار شده است، درحالیکه با مراجعه به وبسایت کیهان درمییابیم که آرشیو مربوط به تاریخ دیدار صانع ژاله و انجمن اسلامی دانشگاه هنر با آیت الله منتظری از روی سایت برداشته شده است! در حالی این آرشیو از روی سایت کیهان برداشته شده که حسین شریعتمداری مدعی شده بود که میتوان در آرشیو گزارش صانع ژاله را مشاهده کرد.» (اینجا) آیا کیهان در حال نوشتن گزارش خیالی صانع ژاله و افزودن آن به آرشیو کیهان است!؟
8- بعد از انتشار مواردفوق، وصلهی چسباندن صانع به بسیج آنقدر ناچسب شد که حتی صدای طرفداران حاکمیت نیزدرآمد. برای نمونه امید حسینی نویسندهي وبلاگ «آهستان» (و از جمله افراد حاضر در لیست 72 نفره با بصیرتان) در وبلاگش "با انتقاد از اصرار مقامهای جمهوری اسلامی مبنی بر «بسیجی» بودن صانع ژاله نوشت که در جریان قتل این دانشجوی دانشگاه هنر، جمهوری اسلامی شکست خورده است" (اینجا). همچنین یکی از بسیجیان و همدورهایهای صانع در دانشکده هنر ضمن تکذیب بسیجی بودن صانع "حداقل در یکی دوسال اخیر و در ماجراهای پس از انتخابات" چنین زبان به انتقاد گشود که «مگر قرار است هر کس توسط منافقان و مخالفان نظام کشته می شود، حزب اللهی و بسیجی باشد؟» و «اصلا تا کی باید این رویه که مخاطب را بی شعور حساب می کنیم ادامه پیدا کند؟» (اینجا)
9- با وجود آنکه تصاویر و گزارشهای زیادی از غیربسیجی و سبز بودن صانع ژاله منتشر شد اما هیچ تصویر یا سندی (بهجز کارت کذایی) منتشر نشده تا او را در قوارهی یک بسیجی و درتجمعات و برنامههای خاص آنها نشان دهد. یادداشت عطاا... مهاجرانی در همین زمینه (اینجا).
این مطلب به مرور تکمیل خواهد شد.
1- اولین مدرکی که نشان از غیربسیجی بودن و سبز بودن صانع داشت انتشار تصویر وی با «آیتا... منتظری» بود. این تصویر صانع را بهمراه جمعی از اعضای انجمن اسلامی دانشکده هنر چندماهی قبل از انتخابات سال 88 نشان میدهد. (تصویر با کیفیت اینجا)

پس از مدتی تصاویر بیشتری نیز از حضور صانع ژاله در این دیدار منتشر شد (اینجا).
2- ویدئویی آماتوری از بازسازی موزیک ویدئوی «آجری دیگر در دیوار» از گرو «پینک فلوید» منتشر شد که صانع در پلانهای اولیهي آن (کاپشن قهوهای و ریش) دیده میشود. محتوای ویدئو و همچنین این نکته که این فیلم کوتاه توقیف شده است براحتی موضع صانع ژاله را نشان میدهد (اینجا). از دیگر فعالیتهای هنری صانع ژاله میتوان به داستان کوتاه اتوبوس (اینجا) از وی اشاره کرد که در مجله آزما چاپ شده است، این مجله بنابر گفتهی سپاه جزو فعالین در حوزهي جنگ نرم است! (اینجا)
3- تصاویر بیشتری که از صانع منتشر شد اورا به هیچوجه در قوارهی یک بسیجی فعال ولایتمدار نشان نمیداد بلکه تصاویر گویای یک دانشجوی معمولی هنر و خوابگاهی است:


4- از همان ابتدای انتشار تصویر اسکن شدهی کارت عضویت بسیجی فعال برای صانع ژاله، افرادی در وبلاگهای فارسی اصلی بودن این کارت را زیر سوال بردند و برای نمونه وبلاگ فصل آگاهی در مطلبی نشان داد که این کارت نه در پاوه بلکه در تهران و خیلی جدیدتر از دوسال پیش صادر شده است (اینجا). در همین زمینه وبلاگی دیگر (اینجا) مراحل فوتوشاپی تبدیل عکس صانع ژاله را به یک بسیجی تصویر کردهاست که در ادامه میبینید:
5- صدای آمریکا مصاحبهای با برادر صانع به نام قانع ژاله پخش کرد که داستان چگونگی صدور کارت بسیجی یکروزه را توسط پسرخالهی وابسته به حکومت صانع نقل میکند (اینجا). پسرخالهی صانع همانکسی است که در گزارش تلوزیونی صداو سیما هم حاضر شده و در مورد بسیجی بودن صانع صحبت میکند (اینجا). [فردای مصاحبهی قانع ژاله با صدای آمریکا خبری منتشر شد که قانع ژاله بازداشت شده و خانوادهش نیز تحت فشار هستند (اینجا)].
6- صحبتهای اطرافیان و هم اتاقیهای صانع که بعضا در خبرگزاریها منتشر شد نیز برخلاف ادعای بسیجی بودن وی بودند. (اینجا و اینجا)
7- تناقض ادعاهای حاکمیت نیز دلیلی دیگر بر بسیجی نبود صانع است. برای نمونه، حجت الاسلام رنجبران مدیركل تشكلهای نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاهها، عکس صانع با حضور آیتا... منتظری را جعلی خوانده (اینجا) اما شریعتمداری (نمایندهی دیگر رهبری در روزنامهی کیهان) در برنامه زنده تلویزیونی ادعا کرد که صانع، جاسوس او بوده است. (اینجا). درمورد ادعای شریعتمداری وبسایت ندای سبز آزادی به نکتهی جالبی اشاره کرده است: «به گفته ای بیت آیت الله منتظری این دیدار در تاریخ 27 فروردین 88 برگزار شده است، درحالیکه با مراجعه به وبسایت کیهان درمییابیم که آرشیو مربوط به تاریخ دیدار صانع ژاله و انجمن اسلامی دانشگاه هنر با آیت الله منتظری از روی سایت برداشته شده است! در حالی این آرشیو از روی سایت کیهان برداشته شده که حسین شریعتمداری مدعی شده بود که میتوان در آرشیو گزارش صانع ژاله را مشاهده کرد.» (اینجا) آیا کیهان در حال نوشتن گزارش خیالی صانع ژاله و افزودن آن به آرشیو کیهان است!؟
8- بعد از انتشار مواردفوق، وصلهی چسباندن صانع به بسیج آنقدر ناچسب شد که حتی صدای طرفداران حاکمیت نیزدرآمد. برای نمونه امید حسینی نویسندهي وبلاگ «آهستان» (و از جمله افراد حاضر در لیست 72 نفره با بصیرتان) در وبلاگش "با انتقاد از اصرار مقامهای جمهوری اسلامی مبنی بر «بسیجی» بودن صانع ژاله نوشت که در جریان قتل این دانشجوی دانشگاه هنر، جمهوری اسلامی شکست خورده است" (اینجا). همچنین یکی از بسیجیان و همدورهایهای صانع در دانشکده هنر ضمن تکذیب بسیجی بودن صانع "حداقل در یکی دوسال اخیر و در ماجراهای پس از انتخابات" چنین زبان به انتقاد گشود که «مگر قرار است هر کس توسط منافقان و مخالفان نظام کشته می شود، حزب اللهی و بسیجی باشد؟» و «اصلا تا کی باید این رویه که مخاطب را بی شعور حساب می کنیم ادامه پیدا کند؟» (اینجا)
9- با وجود آنکه تصاویر و گزارشهای زیادی از غیربسیجی و سبز بودن صانع ژاله منتشر شد اما هیچ تصویر یا سندی (بهجز کارت کذایی) منتشر نشده تا او را در قوارهی یک بسیجی و درتجمعات و برنامههای خاص آنها نشان دهد. یادداشت عطاا... مهاجرانی در همین زمینه (اینجا).
این مطلب به مرور تکمیل خواهد شد.
۱۳۸۹/۱۰/۲۶
دروغهای پی در پی بالاخره نوهي امام خمینی را به واکنش واداشت
در چند مطلب قبلتر از دروغ ِ دروغپردازان از حضور سیدعلی خمینی در راهپیمایی نه دی گفتیم و همانجا هم گفتیم که این حضور دروغین صریحا توسط دفتر امام خمینی٬ وبسایت جماران تکذیب شد. اما دروغپردازان که واژهی وقاحت را از معنا تهی کردهاند به دروغگویی خود همچنان ادامه دادند٬ برای نمونه هفتهنامهی پنجره روی جلد شمارهی گذشتهاش عکسی از سیّدعلی خمینی را آورد و دربارهی حضور وی در مراسم نه دی مطالبی نوشت:

دروغپردازان آش را آنقدر شور کردند که حتی روزنامهی جوان (وابسته به سپاه) تیتر زد «جلسه اضطراری خاتمی درباره سید علی خمینی» این دروغهای پی در پی باعث شد که نوهی امام خمینی شخصا این خبر را تکذیب کند:
دروغپردازان آش را آنقدر شور کردند که حتی روزنامهی جوان (وابسته به سپاه) تیتر زد «جلسه اضطراری خاتمی درباره سید علی خمینی» این دروغهای پی در پی باعث شد که نوهی امام خمینی شخصا این خبر را تکذیب کند:
«احساس می کردم همان تکذیب دفتر امام که به هر حال ارزشمندترین مرجع خبری نسبت به کل خانواده امام و مسایل مربوط به امام هست کافی است و نیازی نیست که من شخصا خودم تکذیب کنم و مصاحبه کنم. من سعادت حضور در مراسم مهدیه در روز 9 دی را نداشته ام و همچنین با سایتی هم در این زمینه مصاحبه نکرده ام و همان خبری که دفتر [امام] منتشر کرده اند، حجیتش کافی بود.»در همین زمینه خواندن مطلب «دروغ با مجوّز شرعی» از وبلاگ ایمایان را شدیدا توصیه میکنم. ایماگر که تسلط زیادی بر علوم حوزوی دارد و حدس میزنم طلبه باشد یا بوده باشد٬ در بخشی از نوشتهاش به خوبی در مورد این دروغهای دستوری میگوید:
«مصاحبههای دروغین نه فقط با سیّدعلی خمینی بلکه با پدر میثم عبادی و بسیاری دیگر حاصل یک اشتباه نیست، یک برنامهریزی آگاهانه است که هیچگاه تکذیب نمیشود و سکوت در قبال آن، عیار بصیرت این رسانهها را آشکار میکند.»
۱۳۸۹/۱۰/۲۳
فارس دروغش را با دروغی دیگر میشورد
در تاریخ 21 دی٬ خبرگزاری فارس مصاحبهای با نمایندهي مردم اصفهان در مجلس٬ محمدکریم شهرزاد منتشر کرد و تیتر زد: «شهرزاد: مسئله سقوط هواپيما و استيضاح وزير راه موضوع مهمي نيست» مصاحبهای که مخصوصا در شرایط بعد از سقوط هواپیما سروصدا و جنجال زیادی بهپا کرد. امروز (23 دی) اما نمایندهی اصفهان کلا این مصاحبه را تکذیب کرد و متن کوتاه زیر را به رسانهها سپرد:
درواقع فارس نیوز موفق میشود دنیایی کاملا ایزوله و مختص خودش خلق کند که تنها در آن یک خبرگزاری وجود دارد که همانا فارسنیوز است. این خبرگزاری مصاحبه خلق میکند و از تکذیبهی اخبار نیز مجددا مصاحبهای دیگر را خلق میکند که سایتهای غرضورز را محکوم میکند! فارس آنقدر با تسلط و خونسردی دروغ میگوید که انسان را مبهوت میکند که نکند همهی دنیا دروغ میگویند و این فارس است که راست میگوید!
از دیگر نکات جالب دیگر در مورد این خبر٬ واکنش خبرگزاری خوشنام دیگر٬ یعنی تابناک به این تکذیبیهاست٬ تابناک این تکذیبه را منتشر کرده است اما گفته است که «علی رغم میل باطنی» و «فقط به اصرار و تاکیدات مکرر نماینده نامبرده آن هم در ساعات پایانی شب» این کار را میکند! واقعا دست گلتون درد نکنه!
«مدیران محترم خبرگزاری ها و اصحاب محترم رسانه
با سلام
با توجه به اخبار منعکس شده به نقل از اینجانب در خصوص واقعه دلخراش اخیر سقوط هواپیما و دیگر اظهارات منتسب به بنده در خبرگزاری فارس به اطلاع می رساند اینجانب مصاحبه ای در رابطه با استیضاح وزیر راه و حادثه جانگداز سقوط هواپیمای بویینگ با این خبرگزاری نداشته ام و هرگونه انتسابی به بنده، کذب بوده و تفسیرها و تعبیرهای کینه توزانه و ناجوانمردانه بعضی سایت ها حاصل اغراض سیاسی خاص ایشان است.
لازم به ذکر است حق قانونی پیگیری های حقوقی در این خصوص برای اینجانب محفوظ است.
دکتر محمدکریم شهرزاد
نماینده مردم شریف اصفهان
در مجلس شورای اسلامی»
[منبع: کلمه٬ آفتاب٬ تابناک و ...]
درواقع فارس نیوز موفق میشود دنیایی کاملا ایزوله و مختص خودش خلق کند که تنها در آن یک خبرگزاری وجود دارد که همانا فارسنیوز است. این خبرگزاری مصاحبه خلق میکند و از تکذیبهی اخبار نیز مجددا مصاحبهای دیگر را خلق میکند که سایتهای غرضورز را محکوم میکند! فارس آنقدر با تسلط و خونسردی دروغ میگوید که انسان را مبهوت میکند که نکند همهی دنیا دروغ میگویند و این فارس است که راست میگوید!
از دیگر نکات جالب دیگر در مورد این خبر٬ واکنش خبرگزاری خوشنام دیگر٬ یعنی تابناک به این تکذیبیهاست٬ تابناک این تکذیبه را منتشر کرده است اما گفته است که «علی رغم میل باطنی» و «فقط به اصرار و تاکیدات مکرر نماینده نامبرده آن هم در ساعات پایانی شب» این کار را میکند! واقعا دست گلتون درد نکنه!
۱۳۸۹/۱۰/۲۱
وقتی رسانههای دروغپردازان٬ یکدیگر را نیز به دروغ گویی متهم میکنند
منبع: دیگربان
تیتر اصلی: "یک سایت نزدیک به رحیممشایی: خبرگزاری فارس و مشرق نیوز خبر جعل میکنند"
خلاصه: وبسایت محرمانه نیوز نزدیک به اسفندیار رحیم مشایی اعلام کرد "خبرگزاری فارس و سایت محافظهکار مشرق نیوز علیه مسئول دفتر محمود احمدینژاد خبر جعل کردهاند". این سایت روز گذشته چهارشنبه (۱۵ دی ماه) در گزارشی نوشت مشرق نیوز در سندی جعلی و دروغی رحیممشایی را دانشجوی دوره کارشناسی ارشد دانشگاه بینالمللی منطقه آزاد چابهار معرفی کرده است.
محرمانه نیوز با انتقاد از خبرگزاری فارسی در بازنشر این خبر نوشته است: «مایه تأسف است که خبرگزاریها به جای توجه به مسائل اصلی تمام فکر و اندیشه خود را معطوف به برجسته سازی مسائل فرعی کردهاند.» این سایت از کسانی که خود را «داعیه ولایتمداری» میدانند خواسته که از انتشار اخبار دروغ و جهتدار برای تخریب و تضعیف «نیروهای خدوم ملت» اجتناب کنند. مسئولان دانشگاه چابهار و نهاد ریاست جمهوری نیز گزارشها درباره تحصیل رحیممشایی در این دانشگاه را تکذیب کردهاند.
این در حالی است که مشرق نیوز از سایتهای محافظهکار منتقد رحیممشایی اعلام کرده که مسئولان دانشگاه چابهار پس از این گزارش امکان دستری به فهرست دانشجویان خود را محدود کردهاند. اسفندیار رحیممشایی سالهاست که به نماد اختلاف میان محافظهکاران در ایران تبدیل شده است. دامنه مخالفتها با وی تا شخص آیتالله خامنهای نیز پیش رفت تا جایی که رهبر جمهوری اسلامی سال گذشته مانع از معاون اولی وی در دولت دهم شد. رسانههای طرفدار و مخالف رحیممشایی در شرایطی یکدیگر را متهم به جعل و دروغگویی میکنند که هر یک از آنها در یک سال اخیر صدها گزارش غیر واقعی و بدون سند و مدرک در خصوص بسیاری مسائل منتشر کردهاند.
تیتر اصلی: "یک سایت نزدیک به رحیممشایی: خبرگزاری فارس و مشرق نیوز خبر جعل میکنند"
خلاصه: وبسایت محرمانه نیوز نزدیک به اسفندیار رحیم مشایی اعلام کرد "خبرگزاری فارس و سایت محافظهکار مشرق نیوز علیه مسئول دفتر محمود احمدینژاد خبر جعل کردهاند". این سایت روز گذشته چهارشنبه (۱۵ دی ماه) در گزارشی نوشت مشرق نیوز در سندی جعلی و دروغی رحیممشایی را دانشجوی دوره کارشناسی ارشد دانشگاه بینالمللی منطقه آزاد چابهار معرفی کرده است.
محرمانه نیوز با انتقاد از خبرگزاری فارسی در بازنشر این خبر نوشته است: «مایه تأسف است که خبرگزاریها به جای توجه به مسائل اصلی تمام فکر و اندیشه خود را معطوف به برجسته سازی مسائل فرعی کردهاند.» این سایت از کسانی که خود را «داعیه ولایتمداری» میدانند خواسته که از انتشار اخبار دروغ و جهتدار برای تخریب و تضعیف «نیروهای خدوم ملت» اجتناب کنند. مسئولان دانشگاه چابهار و نهاد ریاست جمهوری نیز گزارشها درباره تحصیل رحیممشایی در این دانشگاه را تکذیب کردهاند.
این در حالی است که مشرق نیوز از سایتهای محافظهکار منتقد رحیممشایی اعلام کرده که مسئولان دانشگاه چابهار پس از این گزارش امکان دستری به فهرست دانشجویان خود را محدود کردهاند. اسفندیار رحیممشایی سالهاست که به نماد اختلاف میان محافظهکاران در ایران تبدیل شده است. دامنه مخالفتها با وی تا شخص آیتالله خامنهای نیز پیش رفت تا جایی که رهبر جمهوری اسلامی سال گذشته مانع از معاون اولی وی در دولت دهم شد. رسانههای طرفدار و مخالف رحیممشایی در شرایطی یکدیگر را متهم به جعل و دروغگویی میکنند که هر یک از آنها در یک سال اخیر صدها گزارش غیر واقعی و بدون سند و مدرک در خصوص بسیاری مسائل منتشر کردهاند.
پدر شهید میثم عبادی: خبرگزاری های دولتی از قول من مطالب دروغ علیه موسوی و کروبی منتشر کردند
منبع: کلمه
تیتر اصلی: "خبرگزاری های دولتی از قول من مطالب دروغ علیه موسوی و کروبی منتشر کردند"
خلاصه: پدر شهید میثم عبادی می گوید: چند بار از قول من خبرگزاریهای دولتی مطالبی را دربارهی آقای موسوی و کروبی منتشر کردند که همه دروغ بودند. پدر این کارگر نوجوان که از نخستین شهدای جنبش سبز بوده است چندی پیش در مصاحبه با کلمه گفت: من از آنها شکایت کردم و شکایتم را پیگیری هم کردم، اما در نهایت گفتند کسی که این مطالب را نوشته، انتقالی گرفته و رفته است. اما همینجا دوباره میگویم که آن حرفها دروغ محض بوده است. متن کامل مصاحبه با پدر شهید میثم عبادی را اینجا بخوانید.
تیتر اصلی: "خبرگزاری های دولتی از قول من مطالب دروغ علیه موسوی و کروبی منتشر کردند"
خلاصه: پدر شهید میثم عبادی می گوید: چند بار از قول من خبرگزاریهای دولتی مطالبی را دربارهی آقای موسوی و کروبی منتشر کردند که همه دروغ بودند. پدر این کارگر نوجوان که از نخستین شهدای جنبش سبز بوده است چندی پیش در مصاحبه با کلمه گفت: من از آنها شکایت کردم و شکایتم را پیگیری هم کردم، اما در نهایت گفتند کسی که این مطالب را نوشته، انتقالی گرفته و رفته است. اما همینجا دوباره میگویم که آن حرفها دروغ محض بوده است. متن کامل مصاحبه با پدر شهید میثم عبادی را اینجا بخوانید.
۱۳۸۹/۱۰/۲۰
جدیدترین سوتی ِ "دوست لحظههای شادی مون، فارس نیوز"
منبع: کیبرد آزاد
تیتر اصلی: "منابع آگاه خبری"
خلاصه: فارس نیوز گول وب سایت ِ طنز Weekly World News را خورده و تیتر میزند «برخی منابع آگاه خبردادهاند که شبکه اجتماعی فیسبوک در تاریخ 15 مارس به کار خود پایان میدهد.» و البته طبق معمول چند دروغ اخیرش٬ سوتیاش را از روی سایتش حذف میکند.

تیتر اصلی: "منابع آگاه خبری"
خلاصه: فارس نیوز گول وب سایت ِ طنز Weekly World News را خورده و تیتر میزند «برخی منابع آگاه خبردادهاند که شبکه اجتماعی فیسبوک در تاریخ 15 مارس به کار خود پایان میدهد.» و البته طبق معمول چند دروغ اخیرش٬ سوتیاش را از روی سایتش حذف میکند.

عصبانیت امپراطوری دروغ از کلمه به خاطر انتشار ویژهنامه به زبان کردی
وبسایت کلمه٬ متعلق به میرحسین موسوی٬ یکی از ویژهنامههایش را به زبان کردی منتشر میکند و همین عمل بهانهای میشود برای رسانههای حکومتی تا میرحسن را به تجزیهطلبی متهم کنند. به همین راحتی. این رسانهها برای اثبات حرفشان به همین اکتفا میکنند که عکسهایی از این ویژهنامه منتشر کنند و بس. حال اینکه کجای این ویژهنامه خواستار تجزیهي ایران شده است اهمیتی ندارد. مگر کسی کردی میداند؟ همینقدر که کسی ویژهنامهای به زبان کردی منتشر کند به خودی خود تجزیه طلب است!
این درحالی است که مطالب منتشر شده در کلمه صدوهشتاد درجه برخلاف ادعاهای این رسانههای حکومتی است و درواقع هشداری است در مقابل تجزیهي ایران و فعالیتهایی که اسرائیل (بنابر اسناد ویکیلیکس) در همین راستا انجام میدهد. وبسایت کلمه بهطور کامل محتوای این ویژهنامه را توضیح داده است: «عصبانیت امپراطوری دروغ از کلمه به خاطر تشریح سیاست صهیونیستها علیه قومیتهای کشورمان» حال این متون ِ دلسوزانه و متین را مقایسه کنید با ادعاهای این رسانههای دروغ:
شبکه ایران (روزنامهی ایران): سایت موسوی، رسما خواستار تجزیه خاک مقدس ایران شد + عکس
رجا(دجال)نیوز: سایت موسوی، رسما خواستار تجزیه خاک مقدس ایران شد + عکس
زمان نیوز: سایت موسوی (کلمه)، رسما خواستار تجزیه خاک مقدس ایران شد + عکس
باشگاه خبرنگاران (وابسته به صداسیما): سایت موسوی، رسما خواستار تجزیه خاک مقدس ایران شد + عکس
جبههنیوز: سایت موسوی، رسما خواستار تجزیه خاک مقدس ایران شد + عکس
سایت خبری تحلیلی عصر امروز: سایت موسوی خواستار تجزیه ایران شد+عکس
نکتهي جالب در روش کپی و پیست کاری این دروغپردازان زنجیرهایست که حتی به خود زحمت خلاقیت در تیتر را هم نمیدهند. دروغپردازان ِ عزیز٬ شاید در زمان گوبلز تکرار یک دروغ باعث باوراندن آن میشد اما سال 2011 یک تفاوت کوچک با سال 1940 میلادی دارد! تفاوتی به پهنای 70 سال! تفاوت کوچکی به نام پیشرفت تکنولوژی...
این درحالی است که مطالب منتشر شده در کلمه صدوهشتاد درجه برخلاف ادعاهای این رسانههای حکومتی است و درواقع هشداری است در مقابل تجزیهي ایران و فعالیتهایی که اسرائیل (بنابر اسناد ویکیلیکس) در همین راستا انجام میدهد. وبسایت کلمه بهطور کامل محتوای این ویژهنامه را توضیح داده است: «عصبانیت امپراطوری دروغ از کلمه به خاطر تشریح سیاست صهیونیستها علیه قومیتهای کشورمان» حال این متون ِ دلسوزانه و متین را مقایسه کنید با ادعاهای این رسانههای دروغ:
شبکه ایران (روزنامهی ایران): سایت موسوی، رسما خواستار تجزیه خاک مقدس ایران شد + عکس
رجا(دجال)نیوز: سایت موسوی، رسما خواستار تجزیه خاک مقدس ایران شد + عکس
زمان نیوز: سایت موسوی (کلمه)، رسما خواستار تجزیه خاک مقدس ایران شد + عکس
باشگاه خبرنگاران (وابسته به صداسیما): سایت موسوی، رسما خواستار تجزیه خاک مقدس ایران شد + عکس
جبههنیوز: سایت موسوی، رسما خواستار تجزیه خاک مقدس ایران شد + عکس
سایت خبری تحلیلی عصر امروز: سایت موسوی خواستار تجزیه ایران شد+عکس
نکتهي جالب در روش کپی و پیست کاری این دروغپردازان زنجیرهایست که حتی به خود زحمت خلاقیت در تیتر را هم نمیدهند. دروغپردازان ِ عزیز٬ شاید در زمان گوبلز تکرار یک دروغ باعث باوراندن آن میشد اما سال 2011 یک تفاوت کوچک با سال 1940 میلادی دارد! تفاوتی به پهنای 70 سال! تفاوت کوچکی به نام پیشرفت تکنولوژی...
اشتراک در:
پستها (Atom)